برای تغییر وضعیت، روی دکمه وضعیت کلیک کنید.
راه جاودانگی، چه راه دشواری است! بهویژه در این دنیای پرورش جاودانگی که بر اثر یک طاعون، بهشدت دگرگون شده است! آدمیان فانی حامل این بیماریاند، و هرگاه جاودانهها با آنان تماس پیدا کنند، ممکن است دچار کاهش سطح کشت و پرورش خود شوند، و در بدترین حالت، سرانجام به آسمانها بازگردند. همین مسئله باعث شده فانیان و جاودانهها برای همیشه از یکدیگر جدا باشند. قانون جاودانگی را نمیتوان بهصورت مشترک پرورش داد، و همین کل دنیای پرورش جاودانگی را به جنگلی تاریک و عظیم تبدیل کرده است. …… لی فان که در زمان سفر کرده، با وجود آرزوهای بیکرانش، تنها میتواند در غبار دنیای فانی تقلا کند و تمام عمرش را به هدر بدهد. خوشبختانه، درست پیش از مرگ، سرانجام گنجی شگفتانگیز را بیدار میکند که میتواند حقیقت را به وهم بدل کند—زندگی واقعی او را به خوابی زنده تبدیل کرده و این امکان را به او میدهد که به زمان اندکی پس از سفرش در زمان بازگردد. و به این ترتیب، لی فان راه طولانی خود به سوی جاودانگی را آغاز کرد! در زندگی دومش، لی فان طی پنجاه سال توازن قدرت جهان را برهم زد، اما هرچه جستوجو کرد، نتوانست اثری از جاودانهها پیدا کند، و تنها در واپسین لحظات عمرش موفق شد ردپایی از یک جاودانه ببیند. در زندگی سومش، با وجود آنکه لی فان تمام روح و ذهن خود را به کار گرفت و انواع نقشهها را چید، باز هم نتوانست حتی در برابر یک ضربهٔ جاودانه مقاومت کند! در زندگی چهارمش… من، لی فان، یک انسان فانیِ ناچیز، حتی پس از صد زندگی هم پشیمان نیستم؛ من فقط جاودانگی را میطلبم!
2394 چپتر • صفحه 1 از 240